معماری امنیت(Security Architecture)

در دنیای امروز که تهدیدات سایبری با سرعتی بی‌سابقه در حال رشد هستند، داشتن یک معماری امنیتی قدرتمند دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای هر سازمان محسوب می‌شود. معماری امنیت، چارچوبی سازمان‌یافته برای حفاظت از اطلاعات، سیستم‌ها و زیرساخت‌ها در برابر حملات، نفوذهای غیرمجاز و سناریوهای از کار افتادن سرویس‌ها است.

این معماری ترکیبی از فناوری، سیاست‌ها، فرآیندها و آموزش است که با هم کار می‌کنند تا سه اصل Confidentiality (محرمانگی)، Integrity (یکپارچگی) و Availability (دسترس‌پذیری)، یا همان CIA Triad، تضمین شود.

اهمیت معماری امنیت :

با یک معماری امنیتی جامع، سازمان ها می‌توانند سطح حمله (Attack Surface) را کاهش داده، خطرات را مدیریت کرده و کسب‌وکارهای  خود را پایدار نگه دارند.

بدون داشتن ساختار و معماری امنیت درست خطراتی که سازمان شما را تهدید میکنند شامل :

  • آسیب پذیری ها و نقاط ضعف شناسایی نمیشوند
  • واکنش به حوادث امنیتی کند و ناکارآمد خواهد بود
  • داده های حساس در معرض نشت یا نابودی قرار میگیرند
  • انطباق با قوانین نظیر GDPR و PCI DSS دشوار میشود

اصول معماری امنیت :

1. دفاع در عمق(Defense in Depth)

دفاع در عمق یک رویکرد امنیتی چندلایه است که در آن مجموعه ای هماهنگ از کنترل ها ، فناوری ها و سیاست ها درسطوح مختلف زیر ساخت استفاده میشود تا اگر یک لایه امنیتی شکست خورد ، لایه های دیگر همچنان بتوانند از دارایی ها محافظت کنند.

این مفهموم بر پایه ایده “Layered Security” ساخته شده و به معنای ترکیب اقدامات پیشگیرانه ، تشخیص و واکشی در طول زنجیره دفاعی سازمان است.

اهداف اصلی این ایده عبارتند :

  • کاهش احتمال نفوذ کامل: مهاجم باید چندین لایه مختلف را بشکند تا به هدف برسد.
  • خرید زمان در برابر حملات : هر لایه فرصتی برای شناسایی و واکنش سریع ایجاد میکند.
  • کاهش آسیب در صورت نفوذ : مهاجمان تنها به بخش محدود و جدا شده نفوذ میکنند.

رویکرد لایه لایه دفاع در عمق معمولا شامل لایه های زیر است :

  1. لایه فیزیکی(Physical Security)
  • کنترل ورود و خروج به اماکن حساس سازمان با استفاده از کارت های هوشمند و یا بیومتریک
  • استفاده از دروبین های امنیتی و حسگر های محیطی
  • استفاده از مکانیزم های امنیتی در Data Center
  1. لایه محیطی شبکه (Perimeter Layer)
  • NGFW – Next-Generation Firewall با قابلیت DPI و کنترل اپلیکیشن‌ها
  • سیستم‌های تشخیص و جلوگیری از نفوذ (IDS/IPS)
  • استفاده از WAF برای حفاظت از وب سایت ها
  1. لایه مربوط به شبکه داخلی (Internal Network Layer)
  • Network Segmentation – جداسازی شبکه به VLANهای امن
  • ACL برای محدودکردن ارتباط بین بخش‌ها
  • فایروال‌های داخلی بین بخش‌های حساس
  1. لایه سیستم و میزبان (Host Layer)
  • آنتی‌ویروس نسل جدید (Next-Gen AV)
  • سیستم‌های EDR برای شناسایی و واکنش به بدافزارها
  • سیاست‌های سخت‌گیرانه Patch Management
  1. لایه اپلیکیشن (Application Layer)
  • توسعه امن بر اساس OWASP ASVS
  • استفاده از احراز هویت چندعاملی (MFA)
  • کنترل دسترسی مبتنی بر نقش (RBAC)
  1. لایه داده (Data Layer)
  • رمزنگاری داده‌ها (AES-256, RSA-2048)
  • DLP برای جلوگیری از خروج غیرمجاز داده
  • Tokenization و Masking برای داده‌های حساس
  1. لایه مانیتورینگ و واکنش (Monitoring & Response Layer)
  • استفاده از SIEM  ها جهت جمع آوری و تحلیل لاگ
  • تیم SOC – Security Operations Center برای واکنش سریع
  • تعریف رویه‌های Incident Response بر اساس NIST SP 800-61

2. حداقل دسترسی (Least Privilege)

اصل حداقل دسترسی یعنی هر کاربر، سرویس یا فرآیند در سیستم فقط به میزان دقیق و ضروری برای انجام وظایفش دسترسی داشته باشد و نه بیشتر. با این امر در صورت بروز خطای انسانی و یا نفوذ ،  دامنه آسیب محدود میشود.

هدف این اصل :

  1. کاهش ریسک نفوذ های داخلی و خارجی : محدود کردن منابع در دسترس باعث میشود ، حملات یا اشتباهات نتوانند کل سیستم را تحت تاثیر قرار دهند.
  2. کنترل آسیب : اگر یک حساب یا سرویس compromise شود ، فقط به حداقل داده‌ها و سیستم‌ها دسترسی دارد.
  3. با محدود کردن مجوزها، راحت‌تر می‌توانیم فعالیت های غیرمجاز رو شناسایی و ردیابی کنیم.

پیاده سازی و اجرای Least Privilege نیازمند رعایت مجموعه ای از اقدامات شامل :

  • Role-Based Access Control (RBAC): تعیین نقش‌ها و دسترسی‌ها بر اساس وظیفه شغلی.
  • Just-in-Time (JIT) Access: دادن مجوز برای دوره زمانی کوتاه و فقط هنگام نیاز.
  • Separation of Duties: هیچ کاربر یا ادمینی نباید کنترل کامل بر یک فرآیند حساس داشته باشه.
  • Periodic Access Review: بررسی منظم مجوزها و حذف آن‌هایی که دیگه لازم نیست.
  • Temporary Privileges: مجوزهای موقت که بعد از انجام کار خودکار حذف می‌شوند

 

رعایت و استفاده از اصول بالا نیازمند استفاده از مجموعه ای از ابزار هاست ، شامل :

  • IAM – Identity and Access Management: مانند Microsoft Entra ID (Azure AD)، Okta، Ping Identity
  • Privileged Access Management (PAM): مانند CyberArk، BeyondTrust، Thycotic
  • Multi Factor Authentication (MFA) : ترکیب با Least Privilege برای جلوگیری از سوءاستفاده از حساب‌های دارای کمترین دسترسی.

3. Zero Trust Architecture

یکی از رویکرد های مهم در حوزه  معماری  امنیت سایبری zero trust  میباشد که بر اصل «Never Trust, Always Verify» استوار می‌باشد. در این مدل، هیچ کاربر، دستگاه یا سرویس حتی در داخل شبکه سازمان، به طور پیش‌فرض قابل اعتماد نیست. هر درخواست دسترسی، بدون توجه به موقعیت یا مبدأ، باید به‌طور کامل احراز هویت شده و صلاحیت آن مورد بررسی قرار گیرد. سطح دسترسی اعطاشده صرفاً به میزان ضروری و غالباً برای بازه زمانی محدود تنظیم می‌شود.

اصول بنیادی در Zero Trust Network عبارتند از :

  1. Continuous Authentication & Authorization

احراز هویت مداوم کاربران و دستگاه‌ها در هر مرحله از تعامل با منابع سازمان، همراه با الزام استفاده از احراز هویت چندعاملی (MFA).

  1. Enforcement of Least Privilege

اعطای دسترسی تنها در حد نیاز عملیاتی، با بازبینی و اصلاح دوره‌ای سطح مجوزها.

  1. Micro-Segmentation

تقسیم شبکه به بخش‌های کوچک و امن برای کاهش دامنه حرکت مهاجم در صورت نفوذ.

  1. Assume Breach

طراحی سامانه‌ها با این فرض که مهاجم ممکن است در هر زمان در شبکه حضور داشته باشد.

  1. Continuous Monitoring

پایش مستمر رویدادها و رفتارهای غیرعادی با استفاده از سیستم‌های SIEM و تحلیل رفتار کاربران (UEBA).

اجزای اصلی Zero Trust در مرحله پیاده سازی :

  • Identity Provider (IdP): نمونه‌هایی مانند Microsoft Entra ID، Okta، Ping Identity
  • Access Gateway: مدیریت نقاط ورود و کنترل دسترسی به سرویس‌ها
  • Policy Engine: ارزیابی لحظه‌ای سطح ریسک و تصمیم‌گیری بر اساس سیاست‌های امنیتی (نمونه: Cisco ISE)
  • Security Analytics: ابزارهایی همچون Splunk، IBM QRadar یا Elastic Security برای تحلیل رویدادها
  • Endpoint Security: بررسی وضعیت امنیتی دستگاه پیش از اعطای دسترسی (EDR، NAC)

پس از فراهم کردن موارد مورد نیاز در مر حله پیاده سازی ، پیاده سازی Zero Trust  در چندین فاز پیاده سازی میگردد:

  1. شناسایی و طبقه‌بندی دقیق دارایی‌ها و منابع حساس سازمان
  2. استقرار سامانه احراز هویت و مجوزدهی قوی برای همه کاربران و دستگاه‌ها
  3. اجرای مدل RBAC همراه با اصل Least Privilege
  4. پیاده‌سازی Micro-Segmentation در کل شبکه
  5. راه‌اندازی عملیات پایش و واکنش سریع (SOC، SIEM)
  6. استفاده از مجوزهای موقت (Just-in-Time Access) برای منابع حیاتی

مزایای اصلی استفاده از Zero Trust :

  • محدودسازی گسترش حملات در شبکه داخلی
  • محافظت موثر از داده‌های حیاتی در محیط‌های Cloud و Hybrid
  • انطباق آسان با استانداردهای بین‌المللی مانند NIST SP 800-207 و ISO/IEC 27001

4. معماری بخش بندی (Segmentation)

Segmentation به معنای تقسیم یک شبکه بزرگ به چند بخش کوچکتر (Segment یا Zone) است که هر بخش قوانین دسترسی، کنترل ترافیک و سیاست‌های امنیتی اختصاصی خود را  دارد. هدف اصلی این کار کاهش دامنه نفوذ مهاجم و بهینه‌سازی مدیریت و پایش ترافیک است. در صورت وقوع حمله، مهاجم فقط به همان بخش محدود می‌شود و به سایر قسمت‌های شبکه دسترسی ندارد.

این نوع معماری نیز مانند معماری های قبل انواع مختلفی دارد که در ادامه به صورت کامل توضیح داده شده است :

 

  1. Network Segmentation
  • جدا سازی شبکه به بخش های مبتنی بر پروتکل یا subnet
  • استفاده از Virtual local Area network(vlan) برای ایجاد شبکه های منطقی جدا از یکدیگر
  • کنترل ارتباطات بین شبکه ها با استفاده از فایروال و ACL
  1. Micro segmentation
  • تقسیم‌بندی بسیار دقیق و کوچک، معمولاً در سطح سرویس‌ها یا ماشین‌های مجازی.
  • استفاده از فناوری‌هایی مانند VMware NSX یا Cisco ACI برای اعمال سیاست امنیتی روی هر Endpoint یا اپلیکیشن
  • در Zero Trust، Micro-Segmentation بخش اساسی برای اجرای اصل «Never Trust, Always Verify» است.
  1. Application Segmentation
  • جداسازی سرویس‌ها و اپلیکیشن‌های حیاتی از سایر سرویس‌ها.
  • ترافیک بین اپلیکیشن‌ها فقط از مسیرهای مشخص و امن عبور می‌کند.
  1. Data Segmentation
  • جداسازی داده‌های حساس از داده‌های عمومی.
  • اعمال کنترل شدیدتر روی دیتابیس‌ها یا مخازن اطلاعات محرمانه.

همچنین این معماری نیز مانند معماری توضیح داده شده قبل از یکسری مزایا برخوردار است که عبارتند از :

  • کاهش Attack Surface : هر بخش به طور مستقل محافظت می‌شود و مهاجم نمی‌تواند آزادانه حرکت کند.
  • افزایش کنترل دسترسی: سیاست‌ها می‌توانند برای هر Segment متفاوت باشند.
  • بهبود انطباق امنیتی: کمک به رعایت استانداردهایی مانند PCI DSS، HIPAA، ISO 27001.
  • مانیتورینگ بهتر: ترافیک مشکوک در هر بخش راحت‌تر شناسایی می‌شود.

ابزار های مورد استفاده در این فناوری عبارتند از :

  • VLAN و Subnetting در سوئیچ‌ها و روترها
  • Firewall داخلی (Internal Firewall) برای کنترل ارتباط بین بخش‌ها، مانند Palo Alto NGFW، FortiGate
  • پلتفرم های SDN : VmWare NSX , Cisco ACI , Juniper contrail
  • Access Control Lists (ACL) برای محدود کردن مسیرهای ارتباطی
  • Network Access Control (NAC) برای کنترل دستگاه‌های مجاز در هر Segment

در حوزه معماری امنیت رعایت استاندارد های امنیت از اصول اصلی معماری امنیت میباشد که با رعایت این اصول میتوان در جهت بهبود امنیت یک سازمان تلاش نمود. استاندارد های مورد نیاز در این حوزه به صورت کامل توضیح داده شده است :

1. ISO/IEC 27001 – سیستم مدیریت امنیت اطلاعات (ISMS)

استاندارد ISO/IEC 27001 یکی از معروف‌ترین و معتبرترین استانداردهای بین‌المللی در حوزه امنیت اطلاعات است که چارچوبی منظم برای طراحی، پیاده‌سازی، نگهداری و بهبود مستمر سیستم مدیریت امنیت اطلاعات (Information Security Management System – ISMS) ارائه می‌دهد.

ISO/IEC 27001  توسط سازمان بین‌المللی استانداردسازی (ISO) و کمیسیون بین‌المللی الکتروتکنیک (IEC) تدوین شده است.هدف آن ایجاد سازوکاری برای سازمان‌هاست تا بتوانند اطلاعات محرمانه، کامل و در دسترس خود را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی محافظت کنند.

سه اصل کلیدی ISMS (منطبق بر CIA Triad) :

  1. Confidentiality – محرمانگی : اطمینان از اینکه اطلاعات فقط توسط افراد مجاز قابل دسترسی است.
  2. Integrity – یکپارچگی : اطمینان از صحت و کامل‌بودن اطلاعات و عدم تغییر بدون مجوز.
  3. Availability – دسترس‌پذیری : تضمین اینکه اطلاعات و سیستم‌ها هر زمان که لازم باشد، در دسترس کاربران مجاز هستند.

ساختار و مولفه‌های ISO/IEC 27001 :

  • Scope Definition: تعیین محدوده ISMS (چه بخش‌ها، سیستم‌ها و داده‌هایی تحت پوشش هستند).
  • Risk Assessment: شناسایی و ارزیابی ریسک‌های امنیتی.
  • Risk Treatment: طراحی و اجرای کنترل‌ها برای کاهش یا حذف ریسک‌ها.
  • Information Security Policy: تدوین سیاست‌های جامع امنیت اطلاعات.
  • Security Controls: اقدامات فنی، فیزیکی و مدیریتی مطابق با Annex A استاندارد (شامل 114 کنترل در نسخه 2013، و ساختار به‌روز شده در نسخه 2022).
  • Internal Audit & Continual Improvement: ارزیابی دوره‌ای عملکرد ISMS و بهبود مستمر.

2. ISO/IEC 27005 – مدیریت ریسک امنیت اطلاعات

استاندارد ISO/IEC 27005 یکی از اجزای کلیدی خانواده استانداردهای امنیت اطلاعات ISO/IEC 27000 است و به‌طور خاص بر مدیریت ریسک امنیت اطلاعات تمرکز دارد. این استاندارد مکمل ISO/IEC 27001 محسوب می‌شود و چارچوبی دقیق برای شناسایی، تحلیل، ارزیابی و مقابله با ریسک‌های امنیتی ارائه می‌دهد.

ISO/IEC 27005 به سازمان‌ها کمک می‌کند تا ریسک‌های مربوط به دارایی‌های اطلاعاتی خود را به شکلی نظام‌مند شناسایی و مدیریت کنند. این استاندارد خود یک روش خاص را الزام نمی‌کند، بلکه مجموعه‌ای از اصول و مراحل را معرفی می‌کند که می‌توان با هر روش مدیریت ریسک (مانند OCTAVE, CRAMM, یا EBIOS) انطباق داد.

هدف اصلی این استاندارد :

  • پشتیبانی از ISMS که در ISO/IEC 27001 تعریف شده است.
  • ایجاد یک فرآیند مستمر برای پیشگیری، کاهش، یا پذیرش ریسک‌ها در چارچوب سیاست‌های سازمان.

در جهت پیاده سازی این استاندارد لازم است مراحل زیر طی گردد :

  1. Establishment – تعیین زمینه
  • شناسایی اهداف سازمان، محدودیت‌ها، اولویت‌ها و ذی‌نفعان.
  • تعریف دامنه مدیریت ریسک امنیت اطلاعات.

 

  1. Risk Assessment – ارزیابی ریسک

         شامل 3 مرحله زیر است :

  1.  Risk Identification – شناسایی ریسک‌ها
  • تعیین دارایی‌های اطلاعاتی، تهدیدها، آسیب‌پذیری‌ها و پیامدها.
  1. Risk Analysis – تحلیل ریسک‌ها
  • بررسی احتمال وقوع و میزان تأثیر هر ریسک بر اساس داده‌های کمی یا کیفی
  1. Risk Evaluation – ارزیابی ریسک‌ها
  • مقایسه نتایج با معیارهای پذیرش ریسک سازمان.

 

  1. Risk Treatment – اقدام برای ریسک‌ها
  2. Risk Acceptance – پذیرش ریسک
  3. Risk Communication – ارتباطات و گزارش‌دهی
  4. Monitoring & Review – پایش و بازبینی

ارتباط ISO/IEC 27005 با ISO/IEC 27001

  • ISO/IEC 27001 الزامی می‌کند که سازمان فرآیند مدیریت ریسک داشته باشد.
  • ISO/IEC 27005 روش ساختارمند برای اجرای واقعی این فرآیند را ارائه می‌دهد.
  • استاندارد 27005 عملاً راهنمای عملیاتی کنترل‌های Annex A در 27001 است.

3. NIST Cybersecurity Framework (CSF) – مدل پنج‌مرحله‌ای: Identify, Protect, Detect, Respond, Recover

NIST Cybersecurity Framework (CSF) یک چارچوب راهبردی است که توسط مؤسسه ملی استاندارد و فناوری آمریکا (National Institute of Standards and Technology – NIST) ارائه شده و به سازمان‌ها کمک می‌کند تا برنامه‌های امنیت سایبری خود را به‌صورت ساخت‌یافته و استاندارد مدیریت کنند.

مدل پنج‌مرحله‌ای  : NIST CSF

  1. Identify – شناسایی
    • شناسایی دارایی‌ها، سیستم‌ها، داده‌ها، و فرآیندها، و درک ریسک‌ها و اولویت‌های سازمان.
  2. Protect – محافظت

اجرای اقدامات پیشگیرانه برای ایمن‌سازی دارایی‌ها، شامل کنترل‌های دسترسی، آموزش کارکنان، رمزنگاری و نگهداری تجهیزات.

  1. Detect – شناسایی رخداد

ایجاد قابلیت‌های نظارت و هشدار برای تشخیص سریع فعالیت‌ها یا رخدادهای مشکوک، مثل SIEM و UEBA.

  1. Respond – پاسخ‌دهی

برنامه‌ریزی و اجرای اقدامات واکنشی برای مهار تهدید، کاهش اثرات، و اطلاع‌رسانی به ذی‌نفعان.

  1. Recover – بازیابی

بازگرداندن سرویس‌ها و عملکرد سیستم به حالت عادی، و بهبود سیستم‌ها بر اساس درس‌آموخته‌ها.

4. SABSA – معماری امنیت مبتنی بر نیازهای کسب‌وکار

SABSA مخفف Sherwood Applied Business Security Architecture است و یک چارچوب معماری امنیتی است که بر نیازهای کسب‌وکار به عنوان نقطه شروع طراحی امنیت تمرکز دارد. SABSA امنیت را نه صرفاً یک لایه فنی، بلکه بخشی از اهداف و الزامات کسب‌وکار می‌داند. این چارچوب از بالا به پایین طراحی می‌شود: ابتدا نیازها و ریسک‌های کسب‌وکار شناسایی می‌شوند، سپس کنترل‌ها و معماری امنیت بر اساس آن شکل می‌گیرد.

لایه‌های شش‌گانه SABSA :

  1. Contextual Architecture – زمینه کسب‌وکار و اهداف کلان امنیت.
  2. Conceptual Architecture – مفاهیم و مدل‌های امنیتی مورد نیاز.
  3. Logical Architecture – طراحی منطقی کنترل‌ها و فرآیندها.
  4. Physical Architecture – ترجمه کنترل‌ها به ساختار فیزیکی و فنی.
  5. Component Architecture – اجزای خاص نرم‌افزاری، سخت‌افزاری یا سرویس‌ها.
  6. Operational Architecture – فرآیندهای عملیاتی و نگهداری امنیتی.

 

مزایای استفاده از این استاندارد :

  • هم‌راستایی کامل امنیت با استراتژی‌های سازمان.
  • پوشش همزمان جنبه‌های فنی، مدیریتی و اجرایی.
  • انعطاف‌پذیری برای انطباق با استانداردهای دیگر (مثل ISO 27001 و NIST CSF)

این چارچوب بیشتر در پروژه‌های Enterprise Security Architecture استفاده می‌شود و برای سازمان‌هایی که امنیت را به عنوان یک سرمایه و مزیت تجاری می‌بینند اهمیت بالایی دارد.

5. TOGAF Security Architecture – تطبیق امنیت با معماری کلان سازمان

TOGAF Security Architecture بخشی از چارچوب مشهور TOGAF (The Open Group Architecture Framework) است که هدف آن هماهنگ‌کردن کنترل‌های امنیتی با معماری کلان سازمان می‌باشد. TOGAF در اصل یک چارچوب استاندارد برای طراحی و مدیریت Enterprise Architecture است. “Security Architecture” در این چارچوب به معنای افزودن لایه‌های امنیتی و سیاست‌های حفاظت از داده، سیستم‌ها و فرآیندها در کنار اجزای فناوری، کسب‌وکار، اپلیکیشن و زیرساخت سازمان است.

رویکرد TOGAF در امنیت

  • امنیت نه به‌عنوان بخشی مجزا، بلکه به‌عنوان عنصر درون‌ساختاری تمامی لایه‌های معماری دیده می‌شود.
  • سیاست، استاندارد و کنترل امنیتی از مرحله Vision و Architecture Development Method (ADM) تعریف می‌گردد.
  • انطباق میان اهداف امنیتی و اهداف تجاری سازمان تضمین می‌شود

 

مؤلفه‌ها :

  1. Business Architecture Security – محافظت از اهداف و فرآیندهای کسب‌وکار.
  2. Information Systems Security – امنیت داده‌ها و اپلیکیشن‌ها.
  3. Technology Architecture Security – کنترل‌های امنیتی در زیرساخت و شبکه.
  4. Governance & Compliance – هم‌راستایی با مقررات و الزامات قانونی.

 

مزایا استفاده از این استاندارد :

  • امنیت از ابتدا در طراحی معماری لحاظ می‌شود، نه به‌عنوان الحاق بعدی.
  • یکپارچگی امنیت با سایر چارچوب‌های سازمانی (ITIL، COBIT، ISO 27001، SABSA).
  • کاهش ریسک‌های ناشی از ناسازگاری بین بخش‌های فنی و اهداف کسب‌وکار.

این رویکرد مخصوص سازمان‌هایی است که معماری کلان (Enterprise Architecture) دارند و می‌خواهند امنیت را در تمام سطوح – از برنامه‌ریزی استراتژیک تا پیاده‌سازی فنی – به‌صورت همگرا و استاندارد اجرا کنند.

6. PCI DSS – حفاظت از داده‌های کارت پرداخت

PCI DSS مخفف Payment Card Industry Data Security Standard است و یک استاندارد جهانی برای حفاظت از داده‌های کارت‌های پرداخت (مانند کارت‌های اعتباری و نقدی) است که توسط PCI Security Standards Council تدوین شده است.هدف PCI DSS ایجاد مجموعه‌ای از الزامات امنیتی است تا سازمان‌هایی که پردازش، ذخیره یا انتقال داده‌های کارت پرداخت انجام می‌دهند، بتوانند این اطلاعات را در برابر نفوذ، سوءاستفاده و نشت داده محافظت کنند.

 

الزامات کلیدی PCI DSS :

  1. ساخت و نگهداری شبکه امن – استفاده از فایروال‌ها و سایر مکانیزم‌های کنترلی.
  2. حفاظت از داده‌های کارت پرداخت – رمزنگاری داده‌های حساس در انتقال و ذخیره‌سازی.
  3. مدیریت آسیب‌پذیری‌ها – به‌روزرسانی منظم نرم‌افزارها و سیستم‌عامل‌ها.
  4. کنترل دسترسی دقیق – استفاده از احراز هویت چندعاملی و مدل Least Privilege.
  5. پایش و تست شبکه‌ها – مانیتورینگ مداوم و تست نفوذ دوره‌ای.
  6. سیاست‌ها و آموزش‌های امنیتی – آگاه‌سازی کارکنان درباره تهدیدات و الزامات امنیتی.

 

مزایای استفاده از این استاندارد:

  • محافظت موثر از اطلاعات مشتریان و جلوگیری از جرایم مالی
  • کاهش احتمال جریمه‌های قانونی و خسارات اعتباری.
  • افزایش اعتماد مشتریان و شرکای تجاری.